بسم الله الرحمن الرحیم 

با عرض سلام و ادب خدمت تمامی بازدیدکنندگان، بویژه ثمرینی های عزیز، به وبلاگ ما خوش آمدید.اردبیل استان مقدس ما و ثمرین زادگاه تاریخی مان طبعاً وقایع و حوادث بسیار مهم و قابل توجهی دارد و چه بسا که هر قسمتی از خاک آن شاهد اتفاقات و پیشامد های تاریخی میباشد. ولی چون همۀ آنها گردآوری نشده و یا حوادث طبیعی و تحولات تاریخی نوشته های پیشین را از بین برده است برای نسل معاصر و آیندگان، با همۀ علاقه ایکه در این راه هست، تحصیل اطلاعات کامل از سرگذشت اجداد خود مشکل بلکه محال گردیده است. در سفرنامه های جهانگردان و کتابهای تاریخ، نکات و نوشته های پراکندۀ بسیاری دربارۀ گذشته های این دیار به چشم میخورد و در گفتگو با سالخوردگان و روشنفکران معدود عصر ما، مطالب قابل توجهی راجع بدان به نظر میرسد که مجموع آنها میتواند  قسمتی از وقایع تاریخی این دیار باستانی را بازگو نماید و همشهریان را از سرگذشت پدران خود و زادگاه آنان آگاه سازد .از خوانندگان دانشمند و همشهریان صاحب نظر به سبب نقائص ممکن پوزش میخواهیم و یادآوریهای ارباب اطلاع را برای تصحیح اشتباهات به دیدۀ منت می پذیریم .



تاريخ : شنبه چهارم دی 1389 | 21:39 | نویسنده : اسماعيل عليمحمدي ثمرين |


 

بدون تردید نسل جوان این مرز و بوم نیازمند آن است که در ابعاد گوناگون جنگ هشت ساله شناختی وسیع تر و عمیق تر بیابد ، برای برخی افراد همیشه جای سوال است که چرا جنگ اتفاق افتاد ؟ چرا ما این همه شهید داده ایم ! چه کسانی این جنگ را شروع کردند و اهداف و منافعشان چه بوده است .  پرسش از جنگ حق طبیعی همه کسانی است که دل در گرو این آب و خاک دارند و سربلندی آن را آرزو میکنند .

جنگ ایران و عراق از 31 شهریور1359 شروع تا 29 مرداد 1367 بین نیروهای مسلح دو کشور جریان داشت . این جنگ یکی از فاجعه های تاریخ بشری پس از جنگ ویتنام و بالا تر از جنگ جهانی اول و دوم ، دومین جنگ طولانی قرن بیستم بوده و هیچ دستاوردی بجز تلفات انسانی و آسیب های اقتصادی را در بر نداشته است .

عوامل مختلفی در وقوع جنگ ایران و عراق موثر بوده از جمله : اختلافات تاریخی - تلاش عراق برای برقراری حاکمیت مطلق بر اروند رود -تصمیم رژیم عراق به تجزیۀ استان خوزستان از ایران و مطامع آن در مورد جزایر سه گانه ابوموسی ، تنب بزرگ و تنب کوچک – تفاوت ایدئولوژیکی سیستم حکومتی دو کشور– جلوگیری از تحقق اهداف انقلاب اسلامی در ایران و تاثیر آن بر موج بیداری مردم منطقه و عراق و سرانجام تهدید نظام حکومتی این کشور توسط شیعیان عراق به رهبری آیت الله سید محمد باقر صدر( مبنی بر فرمان صدور انقلاب اسلامی به جهان) – تلاش رژیم عراق برای عهده دار شدن ژاندارمی خلیج فارس و رهبری جهان عرب .

طبق آمار بنیاد شهیدانقلاب اسلامی ایران در دوران دفاع مقدس : تعداد 218,867 نفر شهید و مفقود شده اند که شامل 180 هزار نفر در درگیری مستقیم با دشمن ، تعداد 38,867 نفر در حملات دشمن به شهرها و سایر موارد بوده است . بر اساس گزارش بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی تعداد 399,174 نفر جانباز و طبق آماری که ستاد رسیدگی به امور آزادگان ارائه داده ، تعداد اسیران ایرانی در جنگ تحمیلی 44,863 نفر اعلام شده است .(در برخی منابع و خبرگزاریها آمار شهدا و ایثارگران متفاوت اعلام شده است )

استان اردبیل خاستگاه تشیع و مرکز تجلی شور و عشق حسینی و میراث داران فرهنگ عاشورایی با تقدیم 3330 شهید ، تعداد 8950 جانباز و تعداد 705 آزاده ، در طول هشت سال دفاع مقدس به همراه سایر شهرها و مناطق ایران اسلامی با رشادتها و دلاوریهای قهرمانان آذربایجان نقش تعیین کننده ای در طول جنگ داشته اند .

مردم شهید پرور بخش ثمرین در جوار استان مقدس اردبیل از گذشته تاکنون ارادتی خالصانه به سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و علی الخصوص سردار باوفای اسلام حضرت ابوالفضل العباس (ع) و یارانشان دارند به طوریکه در طول تاریخ این منطقه عشق و وابستگی خود را به خاندان رسالت و اهل بیت ایثار و شهادت به اثبات رسانده است ، ثمرین در طول هشت سال جنگ تحمیلی تعداد 47 شهید و تعدادی جانباز و آزاده و مفقودالاثر ،  تقدیم اسلام کرده است .


شهــدای ثمـــــرین :

1- شهید رسول فقیه ثمرین            2- شهید هاشم خدایی

3- شهید باباکیشی پاشایی           4- شهید پرویز توحیدی

5- شهید نوحعلی احدی                6- شهید ایمان مذهبی

7- شهید عزیز مذهبی                  8- شهید جوانشیر بخشی

9- شهید شهباز منظوری              10- شهید علی نباتی

11- شهید عبدالعلی گلابی          12- شهید صحبت ایرجی

13- شهید چراغعلی زاده             14- شهید علی محمدی

15- شهید ذبیح الله نصراللهی       16- شهید ناصر فعال

17- شهید گل بابا نظری              18- شهید ذکرعلی زمانی

19- شهید اباصلت بالایی            20- شهید فرهاد میرزانژاد

21- شهید محبت نجفی             22- شهید محمد محمدی

23- شهید شهامت پیرقللو          24-  شهید زیاد عظیمی

25- شهید احد جباری                26- شهید داریوش اسدی

27- شهید منوچهر مرادزاده         28- شهید جلیل هدایتی

29- شهید رحیم فرازی               30- شهید فامیل چراغی

31- شهید قهرمان سلیمانی       32- شهید رحیم جباری

33- شهید آقاوردی یوسفی         34- شهید احمد عابدی

35- شهید فضل علی محمدی     36- شهید نوبخت باوقار

37- شهید بهنام ایرجی             38- شهید علی عیزاده

39- شهید داور عیوضی            40- شهید کریم جباری

41- شهید شهروز غیبی           42- شهید حسن هاشمی

43- شهید نادر ندرتی               44- شهید جواد ینج ثمرین

45- شهید بهنام ابراهیم پور       46- شهید مجید کامرانی

 47- شهید سعید ابراهیمی  


روحـــــــشان شــــــــــــــاد و یادشـــــــان گـــــــــرامی
 



تاريخ : شنبه هشتم آذر 1393 | 21:6 | نویسنده : اسماعيل عليمحمدي ثمرين |




 

78531128534470127509.jpg

عالم فاضل و فقیه کامل آیت الله شیخ عبدالله روحی ( بحرالعلوم ) فرزند ملا روح الله از علمای معاصر اردبیل بود که در سال 1261 هجری شمسی در یک خانوادۀ علمی و مذهبی درثمرین دیده به جهان گشود ، نیاکانش آشنا به علم و دانش و به آخوندلار مشهور بوده اند .  شیخ عبدالله مراحل ابتدائی را در نزد پدر و عموهای خویش شروع و سپس مقدمات را در بادکوبه ( مرکز علمی و صنعتی آن زمان ) و سطح را در مشهد تلمذ و برای ادامۀ تحصیل و تکمیل معلومات به نجف اشرف عزیمت نموده و در محضر اساتیدی چون شریعت اصفهانی و ملا محمدکاظم خراسانی (صاحب کفایة الاصول ) و سایر علمای اعلام ، فقه و اصول و حکمت اسلامی را به مرتبۀ کمال رسانید و به درجۀ اجتهاد نائل گردید . آقای روحی بخاطر داشتن هوش و استعداد زیاد و مراتب علمی در حوزۀ درس مرحوم آخوند خراسانی منحصر به فرد بوده و با دقت نظری که داشته خود استاد را متحیر مینمود که سرانجام لقب « بحرالعلوم » به او داده می شود .   

وی  به اتفاق آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی یکی از مشهورترین مرجع تقلید عالم تشییع ، در محضر آخوند خراسانی تلمذ کرده اند که پس از استاد مرجعیت شیعه به سید ابوالحسن اصفهانی یعنی دوست و هم درس شیخ عبدالله میرسد ، شیخ از طرف ایشان بعنوان نمایندۀ تام الاختیار مرجعیت شیعه و حاکم شرع آذربایجان منصوب می گردد .  در علوم دینی از دانشمندان معروف  بوده و فتوی می داد و در اجرای احکام نظارت مینمود . شیخ عبدالله علاوه بر فقه و اصول و حکمت بر مثلثات ، ریاضیات و نجوم احاطۀ کامل داشت و از نظر طبی و هواشناسی در منطقه بی نظیر بود . چنانکه در یکی از ماههای رمضان برای تعیین روز عید فطر مردم دچار اشتباه می شوند که آقای بحرالعلوم یک روز قبل اعلام می نماید  فردا عید فطر است و برای  نماز فطر آماده شوید که مردم باور نمی کنند و فردا به منزل وی مراجعت می نمایند که در کمال تعجب می بینند شیخ صبحانه می خورد و حتی چای برای مهمانان می آورد و به آنان متذکر می شود ؛ که امروز عید است و بعد از ظهر هم برف زیادی خواهد آمد ، خرمن هایتان را جمع آوری کنید یا حداقل روی محصولاتتان را بپوشانید تا در زیر برف سنگین فاسد نگردد . مردم با شنیدن این حرف یکه خورده و می گویند در فصل تابستان هوا به این گرمی باریدن برف غیر ممکن است که در بعداز ظهر همان روز این اتفاق می افتد و مردم با مشاهدۀ برف در مرداد ماه متعجب می شوند .  

درکتابها مطالب زیادی دربارۀ وی نوشته شده و در باب زهد و تقوی و مقام علمی او سخنان زیادی گفته اند .  صاحب « تاریخ اردبیل و دانشمندان » دربارۀ او می نویسد : شیخ عبدالله ثمرینی یکی از افاضل بلکه از مجتهدین اردبیل است در اردبیل به تدریس سطح عالی مشغول بوده مقدمات را در بادکوبه و سطوح عالیه را در مشهد به پایان رسانده و اسفار  را در محضر دانشمند بزرگ چون حاج فاضل مدرس به مرتبۀ کمال رسانیده و پس از استاد ، مدرس حکمت شده و به اردبیل مراجعت نموده پس از یکسال اقا مت در زادگاهش برای تکمیل مراتب علمیه به نجف اشرف رهسپار گشته ، در محضر اساتید وقت مانند شریعت اصفهانی و سایر علمای اعلام کسب فیض نموده ، بعد از هشت سال اقامت در نجف به وطن بازگشته و در اردبیل مشغول تدریس و معروف به « حکمی » گردیده .

در جنگ جهانی دوم هنگام ورود متفقین به ایران محض احساس ورود  روسها از مرز اردبیل شیخ عبدالله چنین گفته : « خدایا دیدار آنها را به این بندۀ حقیر قسمت نفرما » پس از سه روز به رحمت ایزدی پیوسته . یکی از خصایص وی مطلقه ساختن زنی که مردش غا ئب و بی خبر و اثر است بوده و چندین زن را به رای وفتوای خود طلاق داده ، از این لحاظ در اردبیل مخالف زیادی پیدا کرده بوده و مخالفین جهت اعتراض پیش مرجع تقلید به نجف اشرف ( مرکز تفقه اسلامی ) وقت مراجعه میکنند که در جواب به مراجعین نوشته می شود ، رأی و فتوای ما همان رأی و فتوای شیخ عبدالله بحرالعلوم ثمرینی می باشد . 

حضرت آیت الله بحرالعلوم حوزۀ درسی وسیعی داشت ، حاشیه ای بر کتب مختلف نوشته و در منطقۀ آذر بایجان علما و فضلای بزرگی از محضر او تلمذ کرده اند .

آیت الله شیخ عبدالله بحرالعلوم  پس از تلاش و کوشش در راه علم و دانش و ترویج دین و احکام اسلام در سال 1320 هجری شمسی دعوت حق را لبیک گفت و در ثمرین به خاک سپرده شد .

 



تاريخ : یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 | 21:54 | نویسنده : اسماعيل عليمحمدي ثمرين |
 

12162124803632948350.jpg

نام : جهانبخش ( علی آقا )

نام خانوادگی :علیمحمدی ثمرین

نام پدر : کربلایی طالب

 اولین پگاه : 3/11/1346

آخرین نگاه : 10/7/1390

شادروان جهانبخش علیمحمدی روز سوم بهمن 1346 در خانوادۀ کشاورز در بخش ثمرین دیده به جهان گشود . وی چهارمین فرزند کربلایی طالب و بنام (علی آقا ) مشهور بود . او پس از طی دوران کودکی و تحصیلات ابتدایی در زادگاهش ، جهت ادامۀ تحصیل و نهایتاً اشتغال به تهران آمد و پس از گرفتن دیپلم در رشتۀ ادبیات و بعد از گذراندن خدمت سربازی در جبهه های جنوب در دوران دفاع مقدس ، به استخدام امداد خودرو شرکت واحد بعنوان مکانیسین درآمد .

جهانبخش در سال  25/3/1372 در سن 26 سالگی ازدواج کرد از ثمرۀ این ازدواج یک دختر و دو پسر بنامهای امیر  و  امید  میباشد ،

وی از همان ابتدا به عزاداری و زنجیرزنی های ماه محرم و صفر اهمیت زیادی می داد ، علی الخصوص از تعزیه داری و شبیه خوانی عاشورا ( که خودش نیز تعزیه خوان در نقش حر بن یزید ریاحی ویکی از بنیانگذاران تعزیه خوانی سنتی در شهرری بود ) هرگز غافل نمی شد .

سرانجام در یکی از غم انگیزترین روزهای پاییز 1390 بر اثر حادثۀ دلخراش در ثمرین  از درخت گردو سقوط کرد ،  پزشکان اردبیل از معالجۀ فرزند سبلان باز ماندند و تلاش پزشکان تهران هم به جایی نرسید و برای همیشه دعوت حق رالبیک گفت . پیکر پاک شادروان جهانبخش پس از تشییع و احترام در بهشت زهرای تهران - قطعۀ 309- ردیف 34- شمارۀ 32  به خاک سپرده شد .

 یاد و نام جهانبخش علیمحمدی که الگوی نمونه ای از شجاعت و فداکاری است برای ما همیشه زنده خواهد بود .

 



تاريخ : یکشنبه یازدهم دی 1390 | 12:41 | نویسنده : اسماعيل عليمحمدي ثمرين |

 

یکی از وقایع سخت و قابل تأسف اردبیل قحطی و خشکسالی سنوات 1335 و 1366 قمری است که هنوز هم یاد آن ، کسانی را که گرفتار آن بوده اند ، به لرزه درمی آورد و مبداء تاریخی برای مردم این شهرگردیده است . این سالها مصادف با جنگ بین الملل اول بود ، قحطی و کمبود خواربار از نتایج هر جنگی است ولو کوچکتر و محدودتر باشد . در آن جنگ ، چنانکه در جنگ دوم جهانی هم اتفاق افتاد ، سپاهیان متخاصم که در کشور ایران بودند ، غلات و مایحتاج مردم را به عناوین گوناگون از دست آنها درآورده برای تأمین غذای سربازان خود میبردند . در جنگ جهانی دوم ، که روسها و انگلیسیها ایران را اشغال کردند ، قحطی را به یک جهت دیگر نیز بر ملت ایران تجویز نمودند و آن این بود که ایرانیان گرفتار این سختی گردند و مشکلاتی برای اشغالگران و مزاحمتی در امر حمل سلاح و مهمات آمریکائی برای روسیه ، که از طریق ایران صورت می گرفت ایجاد ننمایند .

در تمام این قحطی ها عامل اصلی قهر طبیعت و نبودن محصول بود . بدین معنی که در این سالها در اردبیل و نقاط مجاور بارندگی کم میشد و یا اصولاً به قول سعدی آسمان آنقدر بر ساکنان اینحدود بخیل می گشت آنچه هم که زارعین از گلوی خود بریده بصورت تخم در زمین می افشاندند بر اثر نبودن برف و باران لب تر نمیکردند . در نتیجه مردم مواجه با فقدان مواد غذائی می شدند و اگر این بلا یکی دو سال طول می کشید بناچار شهر و دیار خود را رها کرده دسته دسته به نقاط دیگر کوچ می نمودند و یا از گرسنگی و امراضی که بر اثر بی غذائی بروز میکرد ، گروه گروه به هلاکت میرسیدند . اما قحطی سال 1320 خورشیدی و سنوات بعد از آن معلول قهر طبیعت نبود بلکه مصیبتی بود که بطور مصنوعی بوسیلۀ نیروهای مهاجم برای مردم بی پناه به ارمغان آمد . اردبیل اصولاً ، منهای سالهای استثنائی که بارندگی نشود ، منطقۀ غلّه خیز است و بخشهای اطراف آن ، بویژه دشت مغان ، ارشق و دامنه های سبلان و باغرو از حیث تولید غلّه از مناطق مستعد ایران بشمار می آیند و گاهی حتی در زمانهائی که اصول کشاورزی جدید در آن معمول نبود ، سالانه دهها هزار تن گندم و جو از آنها صادر می شد . در آن سال نیز اردبیل و اطرافش محصول خوب داشت و مقدار زیادی در انبار مالکان و تجار جمع آوری گشته در آستانۀ فروش و صدور به نقاط دیگر بود . این سیاست انگلیس و نیاز روس ها بود که متفقاً به مرحلۀ اجرا در آمد و مردم را دچار مشقات تحمل ناپذیر ساخت . این گفته منسوب به انگلیسی هاست که به نظر آن دولت استعماری ، برای تسلط و حکومت بر مردم ایران ، باید آنها را گرسنه نگهداشت و در مورد عربها عکس آن رفتار نمود . آنها در نتیجۀ چند قرن تسلط بر ملل شرق میانه ، بدین امر اعتقاد یافته اند که ایرانیها اگر سیر باشند سر به طغیان و شورش برمیدارند ولی عربها اگر گرسنه بمانند چنین میکنند . این بود که بعد از شهریور 1320 این روش رابشدت در ایران به مرحلۀ اجرا درآوردند و بیشتر شهرها منجمله اردبیل را با یک قحطی مصنوعی مواجه ساختند .در آن زمان جنگ در حدّ اعلای شدت بود و نیروهای آلمان درجبهه های شرق و غرب روزگار را بر متفقین تیره کرده بود .در نتیجه نیروی انسانی اینها ، بویژه روسها ، که با شدت تمام مورد حمله بودند و بار سنگین جنگ و تلفات آنرا بردوش می کشیدند ، صرف امور جنگی میشد و برای کشت و برداشت و تامین نیازمندیهای غذائی امکان کمتری باقی بود و از اینرو غلات موجود در اردبیل غنیمتی برای آنها بحساب می آمد . این بود که از یک هفته بعد از استقرار ارتش سرخ در اردبیل ، انبارهای غلات ، اعم از دولتی یا خصوصی بدست آنها افتاد و کاروان کامیونهای روسی شب و روز گندم و جو و هرگونه دانه های خوردنی را که موجود بود بار کرده از این شهر برد و آنچه را که برای خوراک خود اهالی لازم بود برای مصارف آنها به روسیه انتقال داد . روسها تنها به غلات وحبوبات نیاز نداشتند بلکه تعداد زیادی گاو و گوسفند و حتی اسب و الاغ را نیز خریداری کرده گوشت آنها را بصورت « کنسرو » درآورده در حلبی های بزرگ برای سربازان خود به جبهه های جنگ می فرستادند .

اما انگلیسیها که هندوستان و استرالیا و کانادا را در اختیار داشتند از حیث مواد خوراکی کمتر تحت فشار بودند لذا از راه موذیگری به طریق دیگری مردم را در تنگنا قرار میدادند بدین معنی در نقاطی که به تصرف در آورده بودند مایحتاج عمومی را به قیمت گزافی خریداری کرده معدوم مینمودند و سکنه را بدینوسیله برای تهیۀ نان و سایر ضروریات زندگی مشغول میداشتند تا مبادا فراغتی پیدا کنند و درصدد اقدامات ایذائی علیه مهاجمین برآیند . انگلیسی ها خرمنهای غلات را با بهای گزاف ، که با اسکناسهای تازۀ ایرانی می پرداختند ، خریداری کرده در همانجا آتش می زدند و مایحتاج دیگر مردم نظیر روغن و لبنیات را با تطمیع فروشندگان ابتیاع نموده در رودخانه ها و بیابانها از بین می بردند و شنیدنی است که گفته میشد آن اسکناسها ، که آنها بابت بهای اجناس مذکور می پرداختند ، بدون آنکه بانک ملّی ایران ، ناشر قانونی آنروز اسکناس در ایران اطلاع داشته باشد ، در انگلستان چاپ و بوسیلۀ ارتش و دیگر ماموران آن دولت در این کشور در جریان خرید و فروش گذاشته می شد . اردبیل قبل از آنهم در تاریخ طولانی خود قحطی های زیادی دیده بود . سال 1288 قمری که مجاعۀ بسیار سختی در آن اتفاق افتاد ه بود هنوز هم بنام « هشتادوهشت » شهرت دارد و همچنین قحطی های مهلک دیگری مانند «جفته ئیلی » و « اوچ تومن لیک ئیلی » در این منطقه اتفاق افتاده و بر اثر آن نیز شیوع طاعون چندین هزار نفر را در این ولایت به هلاکت رسانده و مبداء تاریخی برای مردم این دیار گردیده است .

 

 

 



تاريخ : دوشنبه ششم دی 1389 | 21:23 | نویسنده : اسماعيل عليمحمدي ثمرين |

کسانی که با تاریخ عمومی آشنایی دارند سوم شهریور 1320 خورشیدی را در سرنوشت کشور کهنسال ایران و حتی در جهان نقطۀ عطفی میدانند و دربارۀ آن سخنان زیادی در کتابها و مقالات خوانده اند .در آن روز کشور ایران ، در عین بی طرفی ، مورد تهاجم دو همسایۀ قوی خود از شمال و جنوب قرار گرفت و قسمتی از مملکت به زیر اشغال نیروهای مسلح روس و انگلیس جهانخوار در آمد .

خلاصۀ مطلب از این قرار است که بعد از جنگ جهانی اول ، که در آن آلمان شکست خورده بود ، متعصبین نژاد ژرمن ، بویژه در خود آلمان به فکر تلافی و انتقام افتادند و حزب تندروئی بنام « نازی » بوجود آوردند . این حزب در اندک مدتی با تهیج احسا سات ملی قدرت و وسعت زیادی یافت و سرانجام حکومت آن کشور را در د ست گرفت و با رهبری شخصی بنام « آدولف هیتلر » ، که دشمنانش او را دیوانه دانسته اند ، نیروی مسلح بزرگی برای آلمان ترتیب داد و با کمک آن بر کشورهای اتریش و چکسلواکی تجاوز کرد . پیشرفت روز افزون نظا می آلمان دولتهای اروپا و منجمله انگلیس و فرانسه را به فکر مقابله انداخت و آنها نیز به موازات تقویت نیروهای خود ، پیمانهای اتفاق و همکاریهای نظا می با هم منعقد ساختند و تدابیر جنگی وسیعی ، مثل احداث خط دفاعی « ماژینو » در فرانسه ، بعمل آوردند . لهستان در شرق آلمان برای راه یافتن به دریا بندری بنام « دانتزیک » در کنار دریای بالتیک را در اختیار داشت و راه باریکی از داخل خاک آلمان آن کشور را با بندر مذکور مربوط می ساخت ولی آلمانها همواره بدین امر اعتراض داشتند و بندر دانتزیک و دالان مربوط بدان را از آن خود میدانستند .

در سال 1938 میلادی هیتلر به بهانۀ آزاد ساختن آن قسمت از خاک مورد ادعا ، فرمان برای اشغال لهستان صادر کرد و سپا هیان آلمان با یک حملۀ برق آسا  ظرف 17 روز ارتش لهستان را از پای در آوردند . در این موقع انگلستان و فرانسه به حمایت از لهستان برخا ستند و ایتالیا نیز از آلمان طرفداری نمود . بدین ترتیب آتش جنگ جهانی دوم روشن گردید و قشون آلمان کشورهای اروپای غربی را اشغال کرد و دولت انگلستان را  که به علت موقعیت جفرافیائی دور از معرکۀ جنگهای زمینی بود ، از طریق هوا تحت فشار گذاشت . روسها ابتدا با آلمانها رابطۀ خوبی داشتند و حتی با توافق با آنها قسمت شرقی لهستان را نیز به اشغال خود در آوردند ولی این رقابت دیری نپائید و سپاه آلمان ، در اول تیرماه 1320 به روسیه حمله کرد و چون دولت آمریکا  هم از تسلط نازیها به اروپا بیمناک بود آن نیز به طرفداری از انگلیس و فرانسه وارد میدان گردید . ژاپن هم در مقابل این امر با آلمان متحد گردید .

روسها روشی را که در اوایل قرن نوزدهم ، هنگام حملۀ ناپلئون ، علیه او بکار برده بودند تکرار کرده عقب نشینی نمودند . قشون آلمان تا نزدیک پایتخت پیش آمد و در قفقاز نیز تا استالینگراد رسید. نقطۀ اخیر برای هر دو طرف اهمیت خاصی داشت زیرا اگر نازیها به دریای خزر میرسیدند هندوستان ، مستعمرۀ آن روز انگلستان  به خطر می افتاد و رشتۀ حیاطی بریتانیای کبیر ، که در آن ایام آفتاب در قلمرو حکومت آن غروب نمیکرد ، گسیخته میشد و چون ژاپونیها هم به طرفداری از آلمان وارد جنگ شده بودند از راه جنوب در هند به آلمانیها میرسیدند و بدین طریق قسمت اعظم قارۀ آسیا را تهدید می نمودند . حملۀ آلمان به روسیه آن کشور را در ردیف متفقین ، یعنی فرانسه و انگلستان و آمریکا قرار داد و موجب آن گردید که غنی ترین آنها یعنی آمریکا ، با دادن سلاح جبهۀ شرقی را تقویت کند و آخرین نوع جنگ افزار خود را که مقتضی میدانست ، در اختیار ارتش شوروی بگذارد . اروپا تحت اشغال آلمان و ایتالیا بود و راهی برای رسانیدن ملزومات جنگ به روسیه در آن قاره وجود نداشت . ترکیه نیز در مجاورت میدان جنگ قرار داشت و عبور دادن آنها از آن کشور مشکل می نمود . طریق هندوستان و افغانستان نیز طولانی و صعب العبور بود و رسانیدن وسایل به جبهۀ جنگ وقت زیادی لازم داشت . این بود که تنها راه سهل و آسان ایران به نظر رسید و چون دولت ایران از قبول حمل تجهیزات آمریکائی به روسیه از طریق راه آهن سراسری ، به منظور حفظ بی طرفی خودداری نمود لذا اشغال این کشور مورد توافق متفقین قرار گرفت .



تاريخ : شنبه چهارم دی 1389 | 21:14 | نویسنده : اسماعيل عليمحمدي ثمرين |
بخش ثمرین
در 16 کیلومتری شمال غربی شهرستان ارد بیل و در ارتفاع 1500 متری ازسطح دریا واقع شده است . متوسط درجۀ حرارت منطقه 4/9 درجه سانتیگراد و متوسط بارندگی سالانه  411 میلیمتر میبا شد و در موقعیت جغرافیایی به مختصات 28 درجه و 22 دقیقه و23 ثانیه عرض شمالی و 48 درجه و 8 دقیقه و 8 ثانیه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است . ثمرین دارای موقعیت و شرایط مساعد اقلیمی و استعداد و حاصلخیزی خاک از نواحی پر ارزش کشاورزی و دامداری و با غداری شهرستان محسوب شده و زیستگاه بسیاری از گونه های مهم گیا هی و جانوری استان میبا شد . رشته کوه سبلان در غرب ثمرین  و به  فاصلۀ 18 کیلومتری آن قرار دارد . بلندترین قلۀ سبلان 4820 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و از بالای آن دریای خزر به خوبی دیده میشود . از لحاظ وضع طبیعی منطقۀ ثمرین کوهستانی توأم با  نا همواریهایی که روی آنها نسبتاً هموار است قرار دارد که اصطلاح پایکوهی اطلاق میشود . شیب کلی منطقه در حدود 8% از طرف غرب به طرف شرق میبا شد .   آثار تاریخی و دید نی :

1- بقعۀ سلطان خواجه علی (ع) که در داخل بقعه قبر متعلق به یکی از نوادگان امام هفتم ( ع) بوده و بنام خواجه علی مشهور است و در سال زیارتگاه هزاران مشتاق اهل بیت (ع) بوده و در منطقه از شهرت خاصی برخوردار است .

3- غار با ستانی مربوط به دورۀ پارینه سنگی که معروف به سه اتاق (اوچ اتاق) میبا شد ، این غار در دل کوه توسط انسانهای اولیه کنده شده و زیستگاه انسانهای غار نشین بوده است . در داخل این غار سه اتاق تو در تو که یکی از آنها در وسط و دیگری در طرفین قرار گرفته است به همدیگر راه دارند ، در داخل اتاقها جای تیشه ها به وضوح معلوم است طوریکه طاقچه هایی برای قرار دادن اشیاء نیز در آنها تعبیه شده است درقسمتی از داخل جایی برای دیده بانی و در محوطۀ زیرین غار نیز مکانی برای نگهداری احشام در نظر گرفته اند ، پلکانی جهت رفت و آمد به درون بوده که در حال از بین رفتن میبا شد .

 4- وجود چندین گورستان با ستانی ( قبل از اسلام ) در داخل و خارج از « سومرین » که سنگ قبرها تراشیده شده و دارای علائم و خطوط مختلف هستند .
 5- مجسمه های سنگی بزرگ مانند گامیش داشی و بالاخ داشی

  6- تپه های با ستانی

 7- باغات متعدد و بسیار زیبا از جمله با غهای کهنسال گردو
 8- آبشارهای متعدد
 9- آسیاب های قدیمی از نوع آبی
10- هفت باب مسجد و چندین باب حسینیه
 11-وجود چشمه های با ستانی با سنگ نوشته های دور آن
 12- آرامگاه عارف و عالم فقیه و دانشمند شهیر شیخ عبدالله بحرالعلوم ثمرینی
 13- پیرهای ششگانه : پیرخاکی ، پیرجنید ، پیردره دزه ، پیر دره ساگارتی ، پیر زیکیرتو و پیر قلعه جوق
 14- ویرانه های آتشکده های زرتشتیان

36962582152059298515.jpg



تاريخ : چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 | 17:23 | نویسنده : اسماعيل عليمحمدي ثمرين |

اکنون می رسیم به نقشی که صوفیان در فاجعۀ هجوم مغول به ایران بازی کرده اند . تاثیر آنها در این رویداد ، دو گونه بوده است مستقیم و غیر مستقیم . بعضی از آنها مانند شهاب الدین سهروردی در بلای هجوم « یاجوج و ماجوج » بطور مستقیم دخالت داشته اند و گروهی دیگر بطور غیر مستقیم .  پیش از ما ، احمد کسروی در کتاب صوفیگری به این مسئله پرداخته است ، از این رو نخست خلاصه ای از نظرات او را در این زمینه می آوریم اما چون فقط نظریۀ او کافی نیست ، ناچار پس از آن بطور جا مع تر به سنجش مشکل می پردازیم . کسروی میگوید: هجوم مغول چیستانی است که تاکنون گشوده نشده ، چگونه ایرانیان به آسانی زبون مغولان شدند ؟ ... ایرانیان خود مردم جنگجو و دلیری بودند در پایان سدۀ چهارم و آغاز سدۀ پنجم هجری آنها در دلیری و جنگجویی بسیار پیشرفته بودند . سا مانیان در ماوراءالنهر در برابر گروه ترکان ایستاده جلوی تاخت و تاز آنها را می گرفتند . اصطخری و مورخان دیگر نوشته اند که آنها همیشه سیصد هزار سوار آماده و آراسته در مرز نگاه میداشتند . محمود غزنوی با سپا هیان خود به کشورهای بزرگ و پهناور هندوستان تاخته شهرها میگشود . دیلمیان و گیلانیان از کوهستان خود بیرون ریخته پاد شا هی بنیاد میکردند و خاندان بویه تا بغداد پیشرفته خلیفه را زیرد ست خود می گردانیدند . می باید گفت که در آن عهد ایران از غیرت و مردانگی سرشار بوده است ... در آغاز سدۀ هفتم این کشور دچار تاخت و تاز مغولان می گردد و در این دوره است که ما با چیستان تاریخی روبرو می گردیم . چنگیز به ماوراءالنهر آمد ، چهار سال در آنجا و در خوارزم و بخارا به ویران کردن شهرها و کشتن مردان و برده گرفتن زنان پرداخت . با این حال در خراسان و آذربایجان وفارس و ... مردم به تکان در نیا مدند و کسی به این اندیشه نیفتاد که دسته ای پدید آورده و به یاری آن ستمدیدگان بشتابند . بدتر از همه آن بود که چنگیزخان دو تن از سرداران خود را بنام ( یمه و سوتای ) با 000/0 3 تن به دنبال خوارزمشاه فرستاد ، و آنان از جیحون گذ شته از خراسان کشتارکنان پیش آمدند ، د سته ای از راه مازندران و دستۀ دیگر از راه خوار و  ورامین به ری و همدان رسیدند و در آنجا به کشتار و آزار مردم پرداختند و سپس به آذربایجان رفته زمستان را در آنجا بسر بردند و در بهار ، بار دیگر برای کشتار و تاراج پراکنده شدند .

ایرانیان نه دلیری داشتند که به جنگ برخیزند و نه کاردانی از خود می نمودند که باری از در زینهارخواهی درآیند و خاندان های خود را از گزند نگا هدارند . سبکسرانه از جلو دشمن درمی آمدند و بی سرو سا مان جست و خیزهایی میکردند و هر چه زودتر شکست خورده ، زبون د شمن میگردیدند . شهر هایی چون  مرو ، بلخ ، نیشابور ، ری ، همدان آسیب های بسیار دیدند  و « یمه و سوتای » کاری که بایستی کنند کردند . آری اندوه بزرگی بود که 000/0 3  قوم وحشی مغول از این سر کشور در آیند و کشتارکنان از آن سر بیرون روند و مردم چنان درمانده و زبون با شند که نتوانند جلوی آنان را بگیرند . ایرانیان اگر درمانده و بیمار نبودند یک نفر از آن سی هزار تن ، زنده بیرون نمیرفت . مگر ایرانیان همان قهرمانان  دلیر و جنگجویان سده های چهارم و پنجم نبودند که در سدۀ هفتم این درماندگی را از آنان می بینیم . به نوشتۀ « سفرنا مۀ ابن جبیر » : در همه جا بدآموزی صوفیان بازاری شده درویشی و پارسایی و چشم پوشی از جهان عنوان نیکی یافته بود در همه جا واعظان مردم را به گریستن وا می داشته اند . در بغداد « ابن جوزی » بزرگترین واعظ آنجا شمرده میشد ، این واعظ شعرهای صوفیانه می خوانده و مردم را می گریانیده و در هربار کسان بسیاری را به سر تراشیدن و درویشی و پارسائی گزیدن وا میداشته . در همۀ داستانهای « ابن جبیر » جایی نمی یابیم که سخن از نگهداری کشور و جنگ و مردانگی آمده با شد . پستی اندیشه ها تا به جایی بوده که چنگیزخان را برانگیختۀ خدا ( خشم خدا ) دانسته و با مغولان کینه ای نمی ورزیده اند .



تاريخ : سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389 | 12:13 | نویسنده : اسماعيل عليمحمدي ثمرين |

تاریخچه حیدری و نعمتی  

داستان حیدری نعمتی مثل مسائل شیعه و سنی ، صوفی و متشرع ، شیخی و آقا بالاسری ، که در نقاط دیگر ایران رواج داشت ، از داستانهای اسف آوری است که صد ها سال در این شهر وجود داشته و موجب کدورتها و کشمکشها و گا هی نیز سبب قتل و خونریزیهایی شده است . ما از تاریخ و فلسفۀ پیدایش آن و نام کسانیکه این یادگار منحوس را بوجود آورده اند آگاهی نداریم و همینقدر میدانیم که شهر اردبیل ، با یک خط فرضی ، به دو قسمت تقسیم میشد و سه محله از محلات ششگانۀ آن ، یعنی تابار ، اوچدکان و پیرعبدالملک حیدری و سه محلۀ دیگر یعنی گازران ، قنبلان و عالی قاپو نعمتی بوده اند .  حیدری ها خود را اصیل و نجیب و ممتاز از نعمتی ها میدانستند و نعمتی ها خویشتن را عالیتر و برجسته تر از حیدری ها میشمردند . بندرت بین آنها وصلت زنا شوئی رخ میداد و کمتر با هم آمیزش خانوادگی داشتند و حتی آن کسیکه منسوب به یکی از این دو قسمت بود در قسمت دیگر شهر خانه نمی خرید و آن بخش را شایستۀ زندگی نمیدانست . باید یادآور شد که این اختلاف غالباً بین سرشنا سان دو ناحیه بود و مردم عادی ، که اکثریت قریب باتفاق سکنۀ شهر را تشکیل میدادند ، آلت اجرای مقاصد سر جنبانان هر دو طرف بودند . در جنگ حیدری و نعمتی هم اکثریت مردم شهر تابع ارادۀ چند متنفذ ریا ست مآب بودند و بدین طریق با اختلافی که آنها پیدا میکردند اینها زندگی شیرین خود را ناگوار می ساختند .  بالاتر نشستن مجتهد حیدریها در یک مجلس افطار از فقیه نعمتی ها ، یا جلوتر د ست شستن رئیس نعمتی قبل از پیشوای حیدری در یک مهمانی شام ، کافی بود که فردا یکی را زبون تر از دیگری قلمداد نماید و کینۀ فی مابین آنها تشدید کند و به تحریک آنان سکنۀ شهر بهم در آویزد و نفاق و کدورت موجود صد چندان زیادتر گردد . خوانندۀ دانشمند میداند که در قرون وسطی ، یعنی دوره ای که کشیشهای کاتولیک اروپا با هر گونه علم و دانشی مبارزه میکردند ، برای آنکه خود را از شماتت مردم برهانند اقدام به تا سیس مدارسی در جنب کلیسا ها کرده به تدریس مطالب غیرضاله ! پرداختند . گویند که در این مدارس صد ها سال طلبه ها برسر مطالب بسیار کوچک و بی اسا سی بحث و مجادله میکردند ، مثلاً در این باب که بر سر یک سوزن چند ملائکه میتواند جا بگیرد ، قرنها مباحثه و مجادله مینمودند و در این میان چه دشمنی ها که با هم پیدا میکردند . بعد از این که اروپائیان از این خواب غفلت بیدار شدند خود متعجب مینمودند که گردانندگان آن مدارس چقدر فکر سخیف و کودکانه داشته اند .

داستان حیدری و نعمتی هم مانند مطالب « اسکولاستیک » یعنی آن مدارس بود و قرنهای متوالی تخم ضدیت و نفاق (تفرقه بینداز حکومت کن ) بین مردم می کا شت ، و بر سر مطالبی ، مثل بالاتر نشستن یک آقا از آقای دیگر ، سالها بین سکنۀ شهر کدورت و عداوت ایجاد میکرد . بیشتر حوادثی که قبل از این ایام و بعد از آن در این شهر و ولایت اتفاق افتاده از این اختلاف و دو تیرگی سرچشمه گرفته است .         



تاريخ : یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389 | 22:15 | نویسنده : اسماعيل عليمحمدي ثمرين |

خود را لایق موفقیت بدا نید

آیا شما بدنبال اهدافی هستید و برای رسیدن به آنها تلاش می کنید ولی موفق نمی شوید به هدف مورد نظر د ست یابید . اما اگر بعضی باورهای خود را تقویت کنید نه تنها راه رسیدن به هدف آسانتر می شود بلکه آرامش و قدرتی پیدا می کنید که شما را به یک انسان موفق د ر همۀ زمینه های زندگی تبدیل می کند بطوری که از نا ملایمات نمی ترسید و پیروزی را به عنوان قسمتی از زندگی در آغوش می کشید . در اینجا به بعضی از این باورها اشاره می شود و آنچه را می خوانید روشهایی است که افراد بسیاری در سراسر دنیا بوسیلۀ آنها به موفقیت های بزرگی رسیده اند . پس شما هم امتحان کنید و از نتایج آن لذت ببرید . برای رسیدن به موفقیت باید خود را لایق موفقیت و توانگری بدانید ، تحقیقات مختلف ثابت کرده اند که بیشتر افراد موفق خود را لایق این شرایط می دانند . چگونه می خواهید به هدفی برسید که خود را لایق آن هدف نمی دانید یا خود را در رسیدن به آن ناتوان می شمارید ؟ پس در قدم اول به توانا بودن خود ایمان داشته با شید تا بتوانید قدم های بعدی را با اطمینان و قدرت تمام بردارید . بدانید که ذهن انسان دارای قدرت نهفته ای است که اگر به آن دست یابد می تواند کارها ی فوق العاده ای انجام د هد و لازمۀ د ستیابی به این قدرت درونی باور آن است و خبر خوب اینکه شما هم میتوانید به قدرت ذهنی که درشما نهفته است دست پیدا کنید و بر مشکلات غلبه کنید . چه اشکالی دارد که موفقیت شما رسیدن به ثروت با شد مگر نه این است که تا زمانیکه نتوانید مشکل خود را حل کنید نمیتوانید مشکل همنوعان را حل کنید . بسیاری ، ثروتمندان را انسانهای نابکار می دانند و تصور می کنند راهی برای پولدار شدن نیست مگر اینکه حق کسی را ضایع کرده با شند . این افراد در ناخود آگاه خود را به فقیر بودن تشویق می کنند و در حالیکه به ثروتمندان رشک می ورزند (چون فکر میکنند حق آنها را ضایع کرده اند ) و از آنها متنفرند .

در چه فعالیت هایی موفقترم ؟

اگر می خواهید یک فعا لیت جدید را شروع کنید و نمیدانید چه کاری را انجام دهید و برای انتخاب هدف خود بین چند گزینه سر در گم هستید هدفی را انتخاب کنید که در آن زمینه تجربه دارید ، چون این تجربه ها چراغی میشود در برابر دیدگان شما .  

چرا باید بترسید ؟

انسانهای بزرگ و موفق همیشه از شرایط به نفع خود استفاده میکنند ، حتی اگر یکی از شرایط شکست یا مشکل بسیار بزرگ با شد . زیرا آنها از شکست تجربیات جدید می آموزند و قویتر و راسخ تر به سمت موفقیت حرکت میکنند و مشکلات را به نقطه قوتی برای خود تبدیل میکنند زیرا هر چه مشکلات کاری بیشتر با شد رقبا هم کمترند و آنها فرصت بهتر بودن را در اختیار دارند . و در نقطۀ مقابل انسانهایی که در جا می زنند وجود دارد آنها کسانی هستند که همیشه شرایط را مقصر میدانند ، و یا عمل نمیکنند یا اگر کاری میکنند با اولین شکست یا سختی کنار می کشند . پس از شرایط نترسید زیرا آنچه مهم است اراده و قدرت شما ست ، شمایی که به اراده و قدرت الهی متصل هستید پس شما قدرتمندید .     



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389 | 12:48 | نویسنده : اسماعيل عليمحمدي ثمرين |